رفتارهای جنسی اعتیاد آور من
«من یک معتاد جنسی هستم.» هنوز میتوانم زمانی را که در یک جلسه SA این جمله را گفتم بخاطر بیاورم. کف دستانم خیس بود، قلبم به شدت میزد، بُغضی در گلویم بود و نمیتوانستم حرف بزنم – تقریباً همان عکس العملی را داشتم که در هربار نزدیکشدن به یک روسپی یا هر زمانیکه هریک از دیگر رفتارهای جنسی اعتیادآورم انجام میشد.
داستان های عجز من
قبل از SA، وقتی «چیزی» برای من پیش میآمد، زندگیام پُر از داستانهای عجز بود. فرایند من شروع میشد و من درنهایت آن چیزهایی را که بارهاوبارها گفته بودمک هرگز انجام نمیدهم، انجام میدادم. چقدر گفته بودم: «دیگر هرگز تکرار نمیکنم؟» چه چندبار در هفته سراغ روسپیها رفتن باشد، چه گذراندن ساعتها وقت پای تماشای پورنو و یا بارها خودارضایی در روز؛ زندگی من پیوسته با تخیلات جنسی و شهوت پُر شده بود. به نظر میرسد، همه فکر و ذکر من رابطه جنسی بود. هر زنی که رد میشد موضوع شهوت بود. وقتی که رانندگی میکردم اغلب به ماشین کناری خود نگاه میکردم یا در جستجوی پیاده رو برای چیزی یا شخصی که شهوتم را تغذیه کند بودم؛ چیزی یا شخصی که کمک کند تا از دنیای واقعی فرار کنم.
کتاب داستان اعضا صفحه ۱
ممنون از مطلب کاملتون 👍
به درد خورد ممنون!
عالی بود ممنون از شما
مرسی که کامل این موضوع را توضیح دادین
با قدرت ادامه بدین