• ما معتادان جنسی مردان و زنانی هستیم که کنترل افکار و رفتارِ جنسی خود را از دست داده ایم. قبل از آمدن به معتادان جنسی گمنام، ما در متوقف کردنِ افکار و اعمالی که دائما برای مان احساسِ گناه، شرم و نااُمیدی تولید میکرد، ناتوان شده بودیم. بعضی از ما به خود ارضاییِ اجباری، چشم چرانی، بدن نمایی و خودنمایی، خیانت به همسر و تماشای پورنوگرافی، در کنار خیلی از چیزهای دیگر مبتلا بودیم. علی رغمِ تصمیماتِ صادقانه و تلاش های دیگر برای ترک این رفتارهایِ مخرّب، اعتیاد جنسی ما را به انجام دادنِ آنها سوق میداد؛ با وجودِ اینکه میدانستیم آنها زندگی مان را نابود میکنند.

    معنی معتاد جنسی در انجمن SA

    من از ناتوانی ام در متوقف کردنِ چیزی که انجامِ آن باعث میشد نسبت به خودم احساس بدی داشته باشم و حقیقتاً نمیخواستم انجامش دهم، گیج شده بودم.

    خود ارضایی و خیال پردازی،  گسترش یافته و بصورت اجبار، درآمده بود. سرانجام اسیرِ این فکر میشدم که خودارضایی کنم و مجبور بودم بروم و انجامش بدهم.من از اینکه نمیتوانستم متوقف شوم و متوقف باقی بمانم، احساس عصبانیت میکردم؛ شرمسار بودم، زیرا فکر میکردم اراده ام ضعیف است و هراسان بودم… همیشه هراسان.

    من به SA  آمدم، به دلیلِ اینکه چنان دردِ احساسی ای را تجربه میکردم که میخواستم خودم را بکشم؛ اما نمیتوانستم خود را برای انجامش متقاعد کنم. من دریافتم که کنترل زندگی ام را از دست داده ام، و شهوت بدونِ اجازه ی من، در حال نابود کردنِ آن است.

    شهوت چیست؟ کتاب معتادان جنسی گمنام می گوید: “شهوت، یک طرز فکر و نگرش است که غریزه ای طبیعی را به خواسته های غیرطبیعی تبدیل میکند.

    متن ادامه پیدا میکند: وقتی که ما از رابطه ی جنسی برایِ کاهشِ انزوا، تنهایی، نااَمنی، ترس، تنش یا پوشاندنِ احساسات، شاد بودن، برای فرار وبرای ارضا نیاز شدیدمان به خداوند، استفاده میکنیم؛ اشتهایی غیرطبیعی در خود ایجاد میکنیم که از غریزه طبیعی ما، استفاده ی غلط و افراطی میکند.

    به عبارت دیگر، وقتی ما از رابطه ی جنسی برای هر یک از این اهداف استفاده میکنیم، در حالِ شهوترانی هستیم. برای معتاد جنسی، مشکل رابطه ی جنسی نیست؛ مشکل، شهوت است. ما، توسط برنامه ی معتادان جنسی گمنام، پیروزیِ در حالِ رشدی را در برابر این وسواسِ مخرّب، پیدا کردیم.

    من تا بحال رابطه ی جنسی نداشته ام، آیا من هم معتاد جنسی هستم؟

    من تا بحال رابطه ی جنسی نداشته ام، آیا من هم معتاد جنسی هستم؟

    عده ای از ما که در سن جوانی به معتادان جنسی گمنام آمدیم اغلب متوجه شدیم که در جلسات با اشخاصی بسیار مُسن تر از خودمان احاطه شده ایم. بعضی اوقات ما جوان ترین عضو جلسه، با اختلافی به اندازه دو یا سه دهه بودیم! این اختلاف سنّی سبب شد خیلی از ما تردید کنیم که آیا واقعا به SA  تعلّق داریم یا نه. خب بالاخره بیشتر ما هرگز بازداشت نشده بودند، شغل از دست نداده و مانند خیلی از اعضای مُسن تر ازدواج نکرده بودند.

     

    “من به عنوان یک باکره ۱۸ ساله به SA آ آمدم. من از این که در اینجا پذیرفته نشوم، نگران بودم. برای اینکه در واقع هرگز رابطه ی جنسیِ واقعی تا زمانِ ورودم به برنامه نداشتم. “

     

    “در ۲۵ سالگی با یک شماره تلفن مستقیم از یک برنامه دیگر (که با S  شروع می شود) تماس گرفتم تا بپرسم که آیا من یک معتاد جنسی هستم و شرایط لازم را برای عضویت به عنوان معتاد جنسی دارم یا نه؛ مطمئن نبودم که آیا به دفعات کافی با اشخاصی برون ریزی کرده و رفتار مخرّب داشته ام تا یک معتاد جنسی به حساب بیایم، اما این را می دانستم که می خواهم افکار و رفتار مخرّب جنسی ام را متوقف کنم.”

    “تمام مردهایی که در جلسات ملاقات می کردم به طور قابل ملاحظه ای مُسن تر از من بودند. داستان هایشان بسیار طولانی تر از مال من بودند. خیلی از کارهایی که در صحبت های آن ها می شنیدم، را انجام نداده بودم. واضح بود که من مانند آنها نبودم.”

     

    هنگامی که با هم وقت گذراندیم، به تدریج به این درک رسیدیم که این بیماری، در حال رشد بود. با وجود این، چیزی که حقیقتا” می توانستیم بگوییم این بود که ما هنوز به اندازه دیگران پیشروی نکرده بودیم. نشریات ما تجربه اعضای مُسن برنامه را تصدیق می کند.شهوت یا فعالیت های جنسی ما، طی سال ها شدّت گرفت و یکی پس از دیگری از خطوط قرمز عبور کردیم؛ نخست در زندگی درونی و افکارمان و بعد در رفتارمان.

    اطمینان خاطر پیدا کردیم که اگر انتخاب کنیم در اعتیادمان باقی بمانیم؛ مانند کسانی که دیرتر به SA  آمدند، از همان خطوط قرمز که آن ها عبور کرده اند، عبور کنیم و همانند آن افراد از پیامدهای هولناک (حبس، طلاق، حتی مرگ) رنج می بریم.

     

    وقتی برایم سوال شد که آیا به SA  تعلّق دارم یا نه، راهنمایم به من گفت: می توانم به بیماری خود برگردم و ده یا پانزده سالِ دیگر، درد و نا اُمیدی بیشتری را به خودم تحمیل کنم تا ثابت کنم که واقعا” یک معتاد جنسی هستم. من تصمیم گرفتم همین جا بمانم”.

    با وجود این که جزئیات داستان های ما اغلب با اعضای مُسن تر مطابقت نداشتند، دریافتیم که احساس انزوا و گناه و شرمِ ناشی از بیرون ریزی و رفتارهای مخرّب، در همه ی ما مشترک بودند.

     

    “به این درک رسیدم که اختلاف سنّی و تفاوت در داستان های ما اهمیتّی نداشتند. ما همه معتاد جنسی بودیم،اشخاص بیماری که برای خوب شدن، تلاش می کردند.”

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۳ رای

    یک پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
    مکالمه را شروع کنید
    سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید
    ما معمولاً در چند دقیقه پاسخ می دهیم