• آدرس جلسات ایران:  آقایان  ۶۰ ۲۰۰ ۶۰ ۰۹۹۰ -  بانوان   ۱۳ ۲۰۰ ۲۳ ۰۹۹۰

رهایی از وسوسه

تسلیم

پاسخ‌دادن به وسوسه آن را به‌طور بی‌وقفه‌ای قدرتمند می‌‌کرد و سرکوبِ آن، فشاری درونی را باعث می‌‌شد؛ تا اینکه این فشار منجر به اتفاق دیگری می‌شد. هر دو گزینه، وضع را وخیم‌تر می‌‌ساخت. ما بین یک صخره و تخته‌سنگ قرار داشتیم. ما هرگز از گزینه دیگر یعنی تسلیم، خبری نداشتیم. تسلیم؛ چه واژۀ رهایی‌بخشِ زیبایی برای آن دسته از ما که به آن عمل می‌‌کنیم!

کتاب سفيد (صفحه ۸۴)

 



 

دعا کردن

برای انجام اقدامات پیشگیرانه، تماسهای نزدیک بسیاری می گیرم. درست قبل از خواب، هر وسوسه شهوتی که در طول روز داشتم را در ذهن مرور کرده و کاملا به چهره آن اشخاص نگاه می کنم. هر کدام را در حضور خداوند به روشنایی آورده و با تسلیم، به عجزم در برابر شهوت اقرار می کنم. می گویم: خداوندا تو از نیت من با خبری و می دانی که واقعا قصد شهوت دارم، این قصد را به تو می سپارم. تو بر شهوت من پیروز باش، من هیچ نوع از آن را خود آگاه یا نیمه خودآگاه نمی‌خواهم. از تو می خواهم که آن را به جای من تحمل کنی. لطفا امشب من را از تمامی شهواتم مصون بدار. 

کتاب سفید (صفحه ۱۶۷)

 



 

اعلام وسوسه

برای من کلید پیروزی و بهبودی آن است که هربار عملکرد منفی تلاش می‌کند تا به درون من بلغزد و مرا به دیوانگی بکشاند، با بیرون رفتن از انکار، دیدن و اعلام آن، از وسوسه رها می‌شوم. تسلیم و رها نمودن اکنون برای من یکی از زیباترین کلمات دنیاست، تسلیم هر بار یک کلید است و یک مرگ، ولی در سوی دیگر یک تولد جدید.

کتاب بهبودی ادامه دارد (صفحه ۴)

 



 

مهار وسوسه

رفته رفته می فهمیم که برای مهار وسوسه نمی‌توان از قبل هیچ تدارکی دید و ما برای این کار هیچ قدرتی نداریم. تنها راه حل این است که هر بار در لحظه ای که وسوسه پدیدار میشود، روی آن کار کنیم. بنابراین هربار وسوسه شدن و هرباری که نزدیک است ما در شهوت یا دیگر احساسات منفی غرق شویم, در واقع یک هدیه از طرف بهبودی است. هدیه شفا پیدا کردن، آزادی و یک فرصت دوباره برای یکی شدن با پروردگار. ما یک روزه به اينجا نرسیده ایم. از بین بردنِ رفتارهای معتادگونه، احتیاج به تمرین دارد. شکل گرفتن ارتباطِ واقعی مان احتیاج به تمرین دارد.

کتاب سفید (صفحه ۶۹)

 



 

تغذیه نکردن وسوسه

این‌کار به معنای رفع‌کردن هرآنچه در کنترل من است، اعم از دیداری و نوشتاری و دیگر نمادهای بدبختی می‌باشد. من بایست خوراک‌دادن به شهوتم را متوقف می‌کردم. این خوراک‌دادن از راه نگاه‏ کردن به اطراف، استفاده از فیلم و تلویزیون و موسیقی و استفاده از زبان شهوت و گوش‏دادن به آن اتفاق می‌افتد. 

همچنین می‌‏بایست همیشه و تنها درون ذهن خود زندگی‏ کردن را ترک می‌‌کردم. این یکی از مهم‏ترین مزیت‌‏های حضور در جلسات است. بیشتر ما معتادان جنسی، واقعاً درون ذهن خود زندگی می‌‌کنیم و به‌ ندرت در دنیای واقعی هستیم. 

كتاب سفيد (صفحه ۱۵۸)

 



 

توقف کردن

ما نمی‌توانیم پاک باشیم ولی در بقیه موارد زندگی مثل گذشته رفتار کنیم. تا زمانی که به هر شکلی از شهوترانی مشغول باشیم، نمی‌توانیم از وسوسه شهوت رهایی پیدا کنیم. ما تغذیه‌کردن شهوت را که از طریق نگاه‌کردن، خیال‌پردازی و یادآوری خاطرات صورت می‌گیرد، همچنین رنجش، خشم و لذت از شهوت زبانی را متوقف می‌کنیم. ما از این عادت که همیشه به تنهایی در ذهن خود زندگی کنیم، فاصله می‌گیریم.

کتاب سفید (صفحه ۶۴)

 



 

شهوت و رنجش

من این روند را «دوقلوهای روزانه» (شهوت و رنجش) می‌‌نامم، برای خلاص‌شدن از هردوی این‌‌ها، به‌طور روزانه مخصوصاً زمانی‌که وسوسه شدید است، ما تلفن را برمی‌داریم و سریعاً تماس می‌‌گیریم. گاهی‌اوقات ما با هم دعا می‌‌کنیم. رها‌کردن شهوت و رنجش و سپردن آن به شخص دیگر در زمان به‌وجود‌آمدن این دو، روشی بسیار مؤثر برای تسلیم‌شدن است.

کتاب سفید (صفحه ۷۵)

 



 

فریاد کمک خواستن

در بدو ورودِ ما به جلسه، این فریادِ کمک خواستن، نوعی کارکردنِ اجباری قدم‌های یک، دو و سه است. تسلیم شدن، به هر صورتی که هست باید انجام شود؛ البته اکثر ما با انگیزه‌های کاملی این کار را انجام نمی‌دهیم. زمانی که وسوسه دوباره پدیدار شد، ما هم دوباره تسلیم می‌شویم؛ درست در زمان شروع وسوسه و ترس در اعماق جهنم شخصیتمان. چرا که در این زمان است که اقرار به بی‌قدرتی، مؤثر واقع می‌شود، لحظه‌ای که وسوسه و اشتغال فکری در حال به وجود آمدن است.

کتاب سفید (صفحه ۶۸)

 



 

حضور در انجمن و برنامه 

هیچ کس را ندیدم که بدون انجمن توانسته باشد پاک و رها از وسوسه شهوت باشد، من که نتوانستم. انجمن جایی است که در آن، عمل، معجزه، اتصال و احساس تعلق وجود دارد.

کتاب سفید (صفحه ۱۵۸)

 



 

رهاکردن

هر بار که وسوسه می‌شوم با تسلیم کردن شهوت و رفتارهای مربوط به آن و سپس تجربه کردن زندگی براساس خواست خدا و دریافت قدرت او، بهبودی و سلامت جای آن را می گیرد و درستی به من برمی گردد. ابتدا ارتباط حقیقی با خودم،بعد با دیگران و سپس با منبع واقعی زندگی.

کتاب سفید (صفحه ۴۲)

 



 

معنای بهبودی

هر روز یک وسوسه. ممکن است خودِ نقص باقی بماند، اما ما دیگر مجبور نیستیم از آن اطاعت کنیم. زمانی که وسوسه را به خداوند تسلیم کرده و خود را به او واگذار می‌کنیم، این نقص‌ها چهرۀ زشت خود را نشان می‌دهند. ما قدرتی را کسب می‌کنیم که از آن‌ها آزاد شویم و به تدریج این وسوسه‌ها، خود به خود کمتر و کمتر خواهند شد و این به معنای بهبودی است.

کتاب سفید (صفحه ۱۱۸)

احمد
واللا من که با چند نفر تماس گرفتم ولی متاسفانه استقبال که هیچ حتی جواب درست حسابی هم نگرفتم...با اینکه تازه واردم و تاکید کردم که در خطرم و راهنما ندارم و... و چند تا سوال دارم حتی بعد چند روز پیام دادن و... بازم انگار دوستان وقت کافی ندارن...من وااااقعا تحت فشارم و دیگه هیچکدوم از کارام دست خودم نیست.همهچیزم مختل شده و مثل یه هرویینی افتادم به فیزیک ولی کسیو پیدا نمیکنم که تجربه ی اعتیاد منو داشته باشه و جواب بهم بده
جواد
دوست خوبم سلام.من جوادهستم معتادجنسی..مفتخرم راهنمای شماباشم تا به آرامش مطلق روحی برسم.شمااهل کدوم شهری؟چندسالته؟چ ندوقته دچار اعتیادشدی؟اعتیا دت به تنوع طلبی باجنس مخاف هست یاخودارضایی؟به تک تک سوال هام پاسخ بده..باهات در ارتباطم‌ تارسالت خودم رو بجابیارم...درپناه حق..یاعلی
بستن فرم نظردهی

2000 تعداد کاراکتر باقیمانده


بالا