• آدرس جلسات ایران:  آقایان  ۶۰ ۲۰۰ ۶۰ ۰۹۹۰ -  بانوان   ۱۳ ۲۰۰ ۲۳ ۰۹۹۰

وب نوشت

رهایی از وسوسه

تسلیم

پاسخ‌دادن به وسوسه آن را به‌طور بی‌وقفه‌ای قدرتمند می‌‌کرد و سرکوبِ آن، فشاری درونی را باعث می‌‌شد؛ تا اینکه این فشار منجر به اتفاق دیگری می‌شد. هر دو گزینه، وضع را وخیم‌تر می‌‌ساخت. ما بین یک صخره و تخته‌سنگ قرار داشتیم. ما هرگز از گزینه دیگر یعنی تسلیم، خبری نداشتیم. تسلیم؛ چه واژۀ رهایی‌بخشِ زیبایی برای آن دسته از ما که به آن عمل می‌‌کنیم!

از دیدگاه بیل (الکلی‌ های گمنام)

پذیرش روزانه

بیشتر سال‌های زندگی‌ام، صرف انگشت گذاشتن روی اشتباهات دیگران شد. آنچه که این اجازه را به ما می‌دهد که از اشتباهات خود با خیال راحت غافل بمانیم آن است که در حدّ بالایی و به‌طور نادرستی از خودمان راضی باشیم. خیلی اوقات شده است که دیگران این عبارت را از ما شنیده‌اند: « اگر به خاطر او نبود، چقدر خوشحال می‌شدم.»

سوء استفاده جنسی - ۹۰ روز مراقبه

بخشش سو استفاده کننده

 

چرا بخشش؟ برای ما این بسیار ساده است. اگر نبخشیم، هرگز آزاد نخواهیم بود. (کتاب سفید، ۱۲۶)

پاسخ‌ام به تجربه مورد سوء استفاده قرارگرفتنم، هنگامی که بزرگ شدم، این بود که وارد رفتارهای جنسی شدم. رفتارهای ناهنجار جنسی ام، اما مرا پر از احساس شرم و پریشانی کردند. بعد از سال‌ها تلاش اما شکست برای توقف عادت‌های شهوانی ام، SA را یافتم.

گام سوم - بازگرداندن خواسته‌ها و زندگی‌مان به سمت خدا

اولین الکلی های بهبودیافته که برنامه دوازده گام بواسطه تجربیات آنان شکل گرفت، یک گفته جدی داشتند: «پیدا کنید خدا را یا بمیرید!» الکل یک روشی برای از بین بردن جسم است. در یک حالتی دیگر، این مسئله ما نیز هست: «رابطه حقیقی‌ات را پیدا کن یا خود را از دست بده!» شهوت یک روشی برای از بین بردن روح است. در گام سه، ما مقابله خودمان را رها می‌کنیم و شروع به برقراری ارتباط مجدد با خدای‌مان می‌کنیم.

دعا و مراقبه - ایمانی که کار می‌کند! (قدم یازدهم)

«از طریق دعا و مراقبه جهت ارتقا ارتباط آگاهانه‌مان با پروردگار همان‌گونه که او را می‌فهمیدیم، کوشیدیم، تنها برای آگاهی از خواست او برای‌مان و قدرت انجام آن دعا کردیم

ارتقاء رابطه‌مان با خدا؟ آیا تا به حال یک رابطه واقعی داشته‌ایم؟ در طی سفرمان از گام‌های ۱ تا ۱۰، بدون آن‌که خودمان را گول بزنیم.

برنامه کار می کند، اگر تو آن را کار کنی! (تجربه یکی از اعضا در مجله Essay)

اولین صحنه‌ای که از کودکی به خاطر می‌آورم این است که در آغوش مادرم خوابیده بودم و از صدای انفجار بمب‌های جنگ و لرزیدن شیشه‌ها و ترس بیدار شدم و بعد از چند لحظه باز به خواب رفتم، خاطره زیبایی نبود و خاطرات تلخ من همچنان ادامه پیدا کردند طوری که اولین رابطه جنسی را در سن حدود ٦ سالگی به اجبار تجربه کردم، پسر خاله‌ام که حدود نه سال از من بزرگ‌تر بود به بهانه بازی کردن به طرز بسیار درد آوری به من تجاوز کرد، بیشتر لحظه‌های آن روز را به یاد دارم، شادی کودکانه، بازی‌گوشی، اعتماد، کنجکاوی، گريه و درد شدیدی که تا روزها ادامه داشت، این شروعی دردناک بود، بعد از آن، هر بار او به بهانه‌های مختلف من را از خانه بیرون می‌برد و مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌داد.

بالا