• آدرس جلسات ایران:  آقایان  ۶۰ ۲۰۰ ۶۰ ۰۹۹۰ -  بانوان   ۱۳ ۲۰۰ ۲۳ ۰۹۹۰

ترک پورنوگرافی اینترنتی (فیلم‌های جنسی)

این‌جا یک راه‌حل وجود دارد.

 

دوباره ساعت ۱۱ شب است، و زمان خوابیدنم گذشته، اما هنوز پای کامپیوتر نشسته‌ام. خیلی خسته‌ام و با دشواری می‌توانم تایپ کنم. بیش از ۶ ساعت است که به طور مداوم در حال جستجوی اینترنت برای فیلم‌های جنسی (پورنوگرافی) هستم. کارهایی داشته‌ام که باید انجام می‌دادم، اما مجبورم بعدا آن‌ها را انجام دهم. خیلی بی‌دقت شدم و چیزهای اطرافم را فراموش می‌کنم. فردا حتی کامپیوتر را هم روشن نمی‌کنم.

صبح آمد و من به چهره‌ام در آینه نگاه می‌کنم. حلقه‌های سیاهی در زیر چشمانم قرار گرفته است. اصلاح نکرده‌ام، موهایم بهم ریخته است، شبیه یک هیولا شده‌ام. باید یک روز طولانی دیگر را در سر کار بگذرانم...

اکنون عصر است و من خوشحالم که امروز تمام شد. باید به خشکشویی و خرید بروم و چند تا کار دیگر دارم، اما بوسیله روابط جنسی مجازی (سایبری) و فیلم‌های جنسی اینترنتی (پورن) تسخیر شده‌ام. به هر زنی که نگاه می‌کنم او به نظر «بخصوص» می‌آید. به هر کدام با شهوتی در قلبم خیره می‌شوم. باز هم خودم را در تخیلات گم کردم. نمی‌توانم منتظر بمانم تا به خانه برسم و مجددا کامپیوتر را روشن کنم. به خودم می‌گویم، «امشب نه»، حداقل نیمی از کارهایی که دارم را انجام دهم، و بعد سریع به خانه بروم و آنلاین شوم.

دوباره...

راه معتاد جنسی شدنم با مجله‌هایی آغاز شد که اطراف خانه‌مان پیدا کردم. با پیشرفت تکنولوژی، اعتیادم هم پیشرفت کرد. با فیلم‌های ۸ میلی‌متری شروع کردم تا به سوپر ۸ رسید. بتا بعدی بود و سپس VHS. وقتی کامپیوتر در دسترس قرار گرفت، سریعا شروع به ورود به چت روم‌ها، دیدن تصاویر، و قرار ملاقات‌گذاشتن با افراد کردم.

همیشه احساس می‌کردم با بقیه مردم متفاوتم. یک زن را در اینترنت دیدم و یک رابطه را با او دنبال کردم. او باردار شد و اصرار می‌کرد که بچه را نگه دارد. اما من نمی‌خواستم از این زن بچه‌ای داشته باشم. دعا کردم: «خدایا اگر از این موقعیت خلاصم کنی، حتما خوب خواهم شد.» اما وقتی او بچه را نگه نداشت (سقط کرد)، به مسیرم ادامه دادم. وقتی تماسی از یک زن دریافتم که قبلا با او چت می‌کردم، همسرم پیغام تلفنی را شنید و از من پرسید، او کیست؟ من دروغ گفتم. خیانت و انکار ادامه پیدا کرد تا این‌که روزی یک برنامه تلویزیونی راجع اعتیاد جنسی دیدم.

خودم را مرتبط با ماجراهای بیان‌شده در آن برنامه یافتم. تصمیم گرفتم به جستجوی کمک بپردازم. تلاش‌های بی‌اندازه و بدون موفقیتم برای متوقف‌شدن (ترک کردن) اثبات‌کننده این بود که تا چه اندازه بی‌قدرتم. دیدم انگار هیچ شفای عاجلی (فوری) وجود ندارد. سقوط حلزونی شکل من متوقف شد، آن هنگام که معتادان جنسی گمنام را یافتم.

اولین جلسه ‌SA را که شرکت کردم به یاد دارم، انگار همین دیروز بود، و اکنون ۷ سال از آن موقع می‌گذرد. سه نفر از اعضا معرفی‌ای از معتادان جنسی گمنام برای من انجام دادند. احساس کردم شاید من در این خانه گرم و دوستانه باید متوقف می‌شدم. دیگر بیش از این تنها نبودم. این‌جا مردان و زنانی بودند که مرا می‌فهمیدند و مشکل مشترکی با من داشتند، اما تغییر کرده بودند و مایل بودند به من هم برای تغییر یافتن کمک کنند. دیگر نیاز نبود از بیان افکار و اتفاقات مربوط به خودم، بترسم.

اکنون باور دارم خداوند برای من، طرحی در همه این مدت، داشت. خواست خداوند برای من رسیدن به شادی و کمک به دیگران برای رسیدن به این شادی بود. دیگر نیاز نبود شرایطم پیچیده‌تر از این شود. خدا مرا از دریافت همه نتایج اعتیادم حفظ کرد برای این‌که امروز بتوانم برای کمک به دیگران زندگی کنم. امروز زندگی‌ام بسیار متفاوت است. اینترنت دیگر ارباب من نیست. وسوسه می‌شوم اما تحت اجبار قرار نمی‌گیرم. من طبق وسوسه عمل نمی‌کنم چون وسایلی دارم که می‌توانم در لحظات دشوار، برای کمک به خود از آن‌ها استفاده کنم. من بخشی از یک جامعه بازیابی (بهبودی) که بزرگتر از خودم هست، هستم. من برای متوقف کردن و تغییر رفتارهایم بی‌قدرت بودم، اما خداوند مرا از طریق این برنامه بهبودی تغییر داده است.

این بیماری قدرتمندتر از آن‌چه من هستم، هست. آن مرا به زانو زدن رسانید. من باور دارم خداوند این بیماری را برای نزدیک‌تر کردن من به خودش به من داد و بدین‌ترتیب می‌توانم امید و بهبودی‌ام را با دیگران به اشتراک بگذارم. بابت معتادان جنسی گمنام و اعضای این انجمن، و محبت پروردگار، من برای همیشه سپاسگزار خواهم بود.

 

 

آیا شما با پورنوگرافی و شهوت در اینترنت مشکل دارید؟

صفحه 2

بالا