• آدرس جلسات ایران:  آقایان  ۶۰ ۲۰۰ ۶۰ ۰۹۹۰ -  بانوان   ۱۳ ۲۰۰ ۲۳ ۰۹۹۰

رابطه جنسی با خود (خودارضایی - استمنا)؟ - ترک خودارضایی

 

عبارت «رابطه جنسی با خود» برای من کمی مبهم به نظر می‌رسید – یک وکیل دادگستری که درباره هوشیاری جنسی هم در حال تخصص‌یافتن بود. وقتی من به SA آمدم، فهمیدم این چهار کلمه به معنی «خودارضایی» است، که یکی از بروزهای آشکار بیماری و ناخوشی من بود. بنابراین، در ابتدای بهبودی (بازیابی)، «نداشتن رابطه جنسی با خود» به معنای «خود ارضایی یا استمنا نکردن» بود. بسیار خوب!

یکی دیگر از بروزهای آشکار بیماری و ناخوشی من رفتن به کلوب‌های رقص بود. من می‌توانستم زندگی‌ام را تعطیل کنم و ساعت‌ها به یک کلوب رقص بروم و شهوت کنم اما خود را هرگز به صورت جنسی لمس نکنم. آیا این برای من به معنای هوشیاری در SA بود؟ اینجا زمانی بود که در یک دادگاه عالی در درونم راجع این موضوع استدلال می‌کردم که من هرگز خود را لمس نکردم، پس من «به صورت تکنیکی» هوشیار هستم.

راهنمایم از من پرسید از نظر تو آیا اگر من در همه روزها یک رفتار جنسی خاص (یک مثال از رفتار گذشته جنسی خود زد) داشته باشم اما هرگز برون‌ریزی جنسی (ارگاسم) نداشته باشم، هوشیارم؟ در این نقطه من فورا بی‌عقلی خودم را با آن طرز گفتن راهنمایم دیدم. من مهارت خوبی در بررسی اشکالات دیگران دارم، اما این قابلیت را در مورد بررسی خودم ندارم. دیدن ناهوشیاری در رفتاری که راهنمایم بیان کرد برایم آسان بود، اما دیدن ناهوشیاری در رفتار بی‌عقلانه خودم دشوار بود. این دلیل آن است که چرا من نمی‌توانم به تنهایی هوشیار شوم؛ من به انجمن و راهنما نیاز دارم تا بی‌عقلی مرا به من نشان دهند. و خدا از طریق این‌ها بر روی من کار می‌کند.

بعد از گذشت سال‌ها از بودنم در SA، من به این واقعیت رسیده‌ام که شهوت‌کردن و رفتار اجباری جنسی در واقع هیچ ارتباطی با انجام برون‌ریزی جنسی ندارد. اگر واقعیت را بگویم، وقتی من یک رفتار اجباری جنسی را دنبال می‌کنم، برون‌ریزی جنسی در واقع بدترین بخش آن است، زیرا تخدیر (مستی) شهوت برای من از بین می‌رود. تخدیر در حالت شهوت‌کردن وجود دارد. جایی که اعتیادم می‌خواهد در آنجا زندگی کند، از لحظه‌ای است که حقه شهوت وارد به ذهنم می‌شود تا لحظه برون‌ریزی جنسی است. در این حالت معتادکننده‌‌ام، این زمان ممکن است از چند دقیقه تا یک هفته یا حتی بیشتر طول بکشد. طرح رفتارهای اجباری جنسی نگهداری‌ام در این مکان است – جهان تاریک شهوت مطلق.

بدین‌ترتیب این بسیار ضروری است که در بهبودی‌ام با راهنمایم صادقانه درباره شهوت‌کردن‌هایم و رفتارهایم صحبت کنم. هوشیاری من پیروی از برخی توصیفات تکنیکی نیست، بلکه آن درباره پیروی از یک روش روحی است.

خودارضایی، صرف کردن زمان در یک کلوب رقص، مشاهده پورنوگرافی (فیلم‌های مستهجن)، جستجوی تصاویر عاشقانه جنسی، پرسه‌زنی در پارک‌ها به امید یافتن فرد یا یک موقعیت جنسی، و یا زدن حرف‌ها و بحث‌های جنسی، همه راه‌هایی هستند که باعث تحریک و برآشفته شدن من می‌شوند. همه این‌ها مرا وارد محدوده شهوت می‌کند، همان‌جایی که اعتیادم می‌خواهد من در آن‌جا زندگی کنم.

مهم‌ترین بخش حرف‌هایم در اینجا صحبت‌کردن با راهنمایم و دیگران درباره افکار خراب و عجیب و غریب در ذهنم است – اجازه دهم منِ وکیل، موضوع موردنظر را پیش یک عضو هوشیار ببرم، و نه به دادگاهی در ذهنم. اگر من آن را برای خود نگهدارم، رفتارهایم را توجیه و تفسیر عقلانی خواهم کرد.

اما وقتی آن را از ابر ذهنم بیرون می‌آورم، معمولا می‌توانم خبر دیوانگی‌ام را بشنوم، و راهنمایم یا دوست بهبودی اغلب خواهد گفت، «واقعاً؟ به نظرت این ایده خوبی؟؟!»

 

 

مقالات مرتبط:

خودرضایی و افزایش تمایلات شهوانی

- اعتیاد به خود ارضایی

نمایش فرم نظردهی
بالا