• آدرس جلسات ایران:  آقایان  ۶۰ ۲۰۰ ۶۰ ۰۹۹۰ -  بانوان   ۱۳ ۲۰۰ ۲۳ ۰۹۹۰

بهبودی از اعتیاد به سکس - روابط جنسی

من دوست دارم که اصولی که به‌صورت روزانه (فقط برای امروز) در زندگی‏‌ام به کار گرفته‌ام را با شما در میان بگذارم. من باید این‌ها را رعایت کنم تا بتوانم پاک و هوشیار بمانم. این ابزارهای اصلی بیش از 27 سال برای من کار کرده‌‏اند.

1- من باور دارم که بیمار هستم، این بیماری من اعتیاد جنسی (اعتیاد به سکس) نام دارد. همان‌گونه که در صفحۀ 29 کتاب معتادان جنسی گمنام (کتاب سفید) بیان شده: «نگریستن به بیماری جنسی همچون یک اعتیاد، روش موثری برای آغاز مراقبه بر روی خود است.» همان‌طورکه در بخشِ «عقیدۀ دکتر» از کتاب الکلی ‏های گمنام آمده است: «تاثیری که الکل بر یک الکلی می‌گذارد، تجلیِ مفهومِ «آلرژی» است؛ چرا که پدیدۀ «پیروی از هوس» به این دسته از افراد اجتماع محدود می‏‌شود. آن‌ها آرام و قرار نداشته، زودرنج بوده و ناراضی‌اند.»

من یک انسان بدِ درحال خوب‌شدن نیستم. من یک بیمار در حال بهبودی هستم. قدرت اراده نمی‏‌تواند این بیماری را متوقف کند. تنها یک قدرت بالاتر از من می‏‌تواند رنج مرا تسکین دهد.

2- من اقرار می‏‌کنم که در برابر شهوت ناتوان هستم. همان‌گونه که در صفحۀ 202 کتاب سفید بیان شده: «او کنترل خود را از دست داده و دیگر قدرت انتخاب ندارد و توان متوقف‌شدن را از دست داده است». من نمی‏‌توانم ادعا کنم که توان کنترل و لذت بردن از شهوت را دارم. شهوت در زندگی امروز من جایی ندارد.

3- من برنامه SA را فقط برای امروز به کار می‏‌گیرم. این مفهوم در یکی از داستان‏‌های الکلی ‏های گمنام در صفحات 187 و 188 کتاب بزرگ الکلی‌های گمنام به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

«...من به دکتر باب و بیل گفتم: «بله من می‏‌خوام که لااقل برای 5، 6 و یا 8 ماه ترک کنم تا بتوانم دوباره روی پای خودم بایستم و نزد همسرم و دیگران احترام ازدست‌رفته‏ام را به‌دست بیاورم، مشکلات اقتصادیم را برطرف کنم و غیره.» پاسخ دکتر باب و بیل این بود: «می‌‏توانی 24 ساعت مصرف نکنی؟» من گفتم: «بله قطعاً می‏‌توانم. هرکسی می‏‌تواند برای 24 ساعت ترک کند». آن‌ها گفتند: «این همان چیزی است که ما دربارۀ آن صحبت می‏‌کنیم، فقط برای 24 ساعت.» هر زمانی که می‌‏خواستم به مصرف الکل فکر کنم، تصور یک مدت طولانی بدون الکل برایم بسیار سخت می‏‌نمود، اما ایدۀ فقط برای امروز که به من پیشنهاد شد بسیار مفید بود."

4- من موارد اصلی که هوشیاری جنسی‌ام شامل آن‌ها می‌شود را به وضوح بیان می‌نمایم. من از برداشتِ خودم از مفهوم «سکس با خود» (خودارضایی) کاملا آگاه هستم. نمی‌توانم خودم را در پس «پاکی مکانیکی» پنهان سازم. نمی‌توانم از خطوط رفتارهای جنسی عبور کنم، اعمالی که صرفاً شامل ارگاسم (اوج لذت جنسی) نمی‌شود را انجام دهم و خودبه‌خود خیال کنم که واقعاً هوشیار هستم. برای توضیحات بیشتر لطفاً مقالۀ «ارتباط جنسی با خود چیست؟» در صفحۀ 13 در کتاب ابزارهای عملی بهبودی را مرور کنید.

5- بیماری من در ذهن من زندگی می‏‌کند. من نمی‏‌توانم به افکارم اعتماد کنم که مرا از این بیماری برهانند. همان بهترین افکارم بودند که مرا به این آشفتگی کشاندند. بنابراین من باید به راهنما و دیگر اعضای انجمن اعتماد کنم ودقیق کار کنم تا به «افکار منفی‌ام» پناه نبرم.

6- من هر روز زندگی‌ام را به خداوند مهربانی می‌‏سپارم که عاشق من است. خداوند به‌قدری عاشق من است که از تمام کارهای احمقانۀ من مراقبت کرد و با همه این‌ها باز هم مرا به این برنامه آورد.

7- من در مشارکت‏‌هایم با اعضای برنامه بسیار صریح و صادقانه حرف می‏زنم. همان‌گونه که در صفحه 160 کتاب سفید بیان شده: «شهوت از نور متنفر و از آن گریزان است، شهوت رازهای نهان تاریک وجود مرا دوست می‌‏دارد. هنگامی‌که به او اجازه دهم که در آنجا خانه کند، همچون قارچ رشد می‌کند و همچون یک بیماری قارچی روح مرا فرا می‌‏گیرد. اما همین‌که آن را در معرض نور حضور دیگران بیاورم و در برابر دیگر معتادان جنسی در حال بهبودی قرار دهم، قدرت آن بر روی من شکسته می‏‌شود. نور، شهوت را خاموش می‏‌کند. من نه با یک سری دانسته‏‌های کلّی و سطحی، بلکه با اتکاء به تجاربی ویژه، موفق به انجام این عمل شده‏‌ام». من افکارم را پشت تکیه‌کلام‌هایی مثل «امروز شهوت کردم» پنهان نمی‌‏کنم و دقیقاً افکارم را اقرار می‌‏کنم. من آن‌ها را فیلتر نمی‌کنم که برای راهنمایم و یا دیگر اعضا خوشایند و قابل قبول باشد. من آن‌ها را همان‌گونه می‏‌گویم که آن‌ها را فکر کردم. اگر راهنمای من و یا دیگر اعضا نتوانستند آن را بپذیرند آن‌گاه نیاز دارم به دنبال کسی در برنامه بگردم که بتواند حرف‌های مرا بشنود. من سعی می‏‌کنم مشارکتم را با این عبارت آغاز کنم: «می‌خواهم صادق باشم.» وقتی‌که دیگران صادقانه مشارکت می‏‌کنند من در دلم می‏‌گویم «خدایا بگذار با گوش تو به این حرف‌ها گوش دهم.»

8- در زندگی من جایی برای تخیلات جنسی وجود ندارد. راهنمای من می‏گوید اولین فکر، دست خداست اما دومین فکر به دست من است. من با اولین فکر چه‌کار می‏کنم؟ آیا به آن اجازه می‏دهم که به تصویر متحرک (واقعیت) تبدیل شود و یا با استفاده از ابزارهایی که در بخش «غلبه بر شهوت و وسوسه» در کتاب سفید یاد گرفته‌‏ام، از تبدیل‌شدن فکر به واقعیت جلوگیری می‏‌کنم. من از ایده «فقط برای امروز» برای جلوگیری از تبدیل یک فکر به یک تصویر متحرک استفاده می‏کنم.

9- من هر روز بخصوص صبح‌‏ها یک لیست سپاسگزاری تهیه می‏کنم تا از شکل گرفتن دشمن مخفیانه‌ام یعنی؛ حس «دلسوزی به حال خود» جلوگیری کنم.

10- من از موقعیت‌‏هایی که باعث ناراحتی من شوند دوری می‏‌کنم. من قبل از دیدن فیلم‌‏ها درباره آن‌ها تحقیق می‏‌کنم و بررسی می‏‌کنم که در آن موردی نباشد که باعث ناراحتی من بشوند و از برنامه‌های تلویزیونی خاص اجتناب می‏‌ورزم.

11- من مراقب هستم که شهوت به روابط زناشویی من رخنه نکند. برای جزئیات بیشتر در این خصوص لطفاً به مقالۀ بنده در مقاله ژوئن 2011 درباره «رابطۀ جنسی در ازدواج» مراجعه کنید.

12- من تلاش می‏‌کنم فقط برای امروز، طبق دوازده قدم زندگی کنم. آن‌ها بخشی از زندگی من نیستند، آن‌ها تمام زندگی من هستند. کارکرد قدم‌های 10، 11 و 12 به‌عنوان قدم‌های نگهدارندۀ من بیشترین اهمیت را برای من دارند. هرگاه که اشتباه کردم باید بی‌درنگ آن را اقرار کنم.

13- من در بخش زیادی از کارهای خدماتی مشارکت دارم. تنها با بخشیدن است که می‌‏توانی به‌دست آوری و آنچه به‌دست آورده‏ای را حفظ کنی. اهمیت خدمت در کتاب بزرگ AA در صفحۀ 129 به روشنی و بلاغت بیان شده است.

 

«او شاید در همان نگاه اول متوجه نشود که علناً به یک رگۀ معدنیِ تمام نشدنی دست یافته است، رگه‏ای که اصرار دارد هر آنچه گنج در خود نهفته است را به او عرضه داشته و اگر وی بقیۀعمر خویش را صرف استخراج آن کند، این رگه سودی بی نظیر را نصیب او خواهد نمود.»

آیا من این اصول را کاملاً رعایت می‏کنم؟ خیر. اما من آن‌ها را مسئولانه و با بیشترین توانم انجام می‏‌دهم.

این اصول اولیه به مدت 27 سال به من کار داده‏‌اند. می‏‌دانم که برای دیگران نیز کار می‏‌دهند.

 

 

از گاهنامه رویش انجمن SA ایران - سال 1394

نمایش فرم نظردهی
بالا